تبليغاتX
کلبه تاريك - خدایا

کلبه تاريك

اي خدا آن كه در تنها ترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت در تنها ترين تنهاييش تنهاي تنهايش گذار

 

 

 

 

وقتي كه امشب بعد از مدتها به كنار تو برگشتم ، فكرش را هم نمي كردم كه من را كنار خودت راه بدهي و اينگونه دلسوزانه مرا در آغوش بگيري .

بعد از آنهمه بي وفايي ها كه در حقت كردم ، تو هنوز بر سر عهد و پيمان نشسته اي .هيچگاه فراموش نمي كنم آن روزي را كه از كنارت رفتم . آنروز تو همان لبخندي را داشتي كه اكنون بر لب داري و گويي در اين مدت حتي يك لحظه از برگشتن من نا اميد نشدي .

بار ها اين را گفته بودم كه بيشتر از همه دوستت دارم ولي باز ديگران را به تو ترجيح دادم .

بارها اين را گفته بودم كه تو براي من از همه والاتري ، ولي باز ديگران را ارباب خودم قرار دادم .

 

اكنون كه دلم شكسته است ، با رويي شرمگين به كنار تو بازگشته ام ،‌ چرا كه خوب ميدانم كه تو در دلهاي شكسته جاي داري .

 

امشب آمده ام كه تا ابد در كنار تو باشم ، چون دريافته ام كه به غير تو هيچ سر پناهي ندارم  ، اي خداي من  .

خداي من  ، به تو پناه مياورم و تنها از تو ياري مي جويم و تويي تنها ياور من ،

 

 خدايا ، اگر تو را نداشتم  امشب در كنار چه كسي آرام مي گرفتم ؟

 در آغوش خداوند

+ نوشته شده در شنبه 1386/03/12ساعت 3:51 بعد از ظهر توسط علی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلام
من علی هستم از کرج 24 سالمه واز اينکه به وب من سر ميزنيد از شما ممنون هستم .
فقط موقع رفتن نظر يادتون نره .
اميد وارم بهتون خوش بگذره .

من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1387

مرداد 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386


نویسندگان

علی

علي


پیوندها

قالبهای وبلاگ
عاشق تنها ( آرزو )
هستی
فکر میکردم عاشقی بچگیست (عسل )
باران ببار که دلم هوای یار کرده ( شهره)
آغاز شيرين ( نسرين )
داستان من و تو (سمانه)
كلبه تنهايي من ( سما )
مرجان تنها


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS