|
اي خدا آن كه در تنها ترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت در تنها ترين تنهاييش تنهاي تنهايش گذار |
تا صدای خنده ات همه جارا پر کند تا دوباره شادی به خانه ام آورد. تا دوباره باغ خانه پر از گل شود. تا دوباره مهرو دوستی و محبت باز اید. از چه سخن گویم .از مهربانی ات یا شیرین زبانی ات. هر چه خوبی از تو گویم کم کفته ام . ای فرشته ی قلب و روح من . تا چند روز دیکر پیش تو خواهم بود؟ نمی دانم . که کی دوباره هم دیکر را خواهیم دید. دوستت دارم.عزیزم.ای همه هستی من . روزی من هم به پیش تو خواهم امد. می دانم که همواره روحت با من است. چون حست میکنم و شبها خوابت را میبینم. 
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/03/22ساعت 1:28 بعد از ظهر توسط علی |
| ||||||