تبليغاتX
کلبه تاريك - میدونی ...؟

کلبه تاريك

اي خدا آن كه در تنها ترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت در تنها ترين تنهاييش تنهاي تنهايش گذار

 

دستای تو هميشه توی دستای منه و قلبت هميشه کنار قلبم،در درون سينه کوچکم

نکنه دستامو ول کنی . منم باهات می شکنم

                        

زيباترين... تو را برای زيبائی‌ات نمی‌خواستم...

 شيرين‌ترين...تو را برای شيرينی‌ات نمی‌خواستم...

 عاشق‌ترين... تو را برای عشقت نمی‌خواستم...

  تو را برای آرامش ابدی می‌خواستم...

--------------------------------------------------------------------

 قلبم را تقديمت ميکنم تا بداني بي رياترينم اشکي براي اندوهت ميريزم

 تا بداني پر احساس ترينم شوق وصال حس غريبي است برايت ترسيم

 ميکنم حس خوشبختي را تا بداني خوشبخت ترينم موجي از عشق را بر

 ساحل وجودت ميفرستم تا بداني عاشق ترينم

 هر کسی دوتاست .
و خدا يکی بود .
و يکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببيند .
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زيبايی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .
و قدرت نيازمند کسی است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .
و خدا عظيم بود و خوب و زيبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسی نداشت ...
و خدا آفريدگار بود .
و چگونه می توانست نيافريند .
زمين را گسترد و آسمانها را برکشيد ...
و خدا يکی بود و جز خدا هيچكس نبود ...

----------------------------------------------------------------------

گناه من چيست که عاشقت شدم؟

گناه من چيست که تنها در دريای چشمان تو شنا ميکنم؟

گناه من چست که تنها بر لبان تو بوسه مزنم؟

گناه من چيست که دست در دستانت ميگذارم؟

گناه من چيست که شيرينی سخنت را با هيچ عسلی عوض نميکنم؟

گناه من چيست که از تو. نگاهت. طنين صدايت و عشقت دل نميکنم؟

گناه من چيست که تنها تو را ميخواهم؟

گناه من چيست که لبخندت را ميخواهم؟

گناه من چيست که ميخواهم با تو بمانم؟

اگر دوست داشتن گناه است. آری من گناهکارم. پس مرا در دادگاه چشمانت

محاکمه کن و در زندان قلبت تا ابد حبس کن تا به جزای اعمالم برسم...

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/11ساعت 0:18 قبل از ظهر توسط علی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلام
من علی هستم از کرج 24 سالمه واز اينکه به وب من سر ميزنيد از شما ممنون هستم .
فقط موقع رفتن نظر يادتون نره .
اميد وارم بهتون خوش بگذره .

من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1387

مرداد 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386


نویسندگان

علی

علي


پیوندها

قالبهای وبلاگ
عاشق تنها ( آرزو )
هستی
فکر میکردم عاشقی بچگیست (عسل )
باران ببار که دلم هوای یار کرده ( شهره)
آغاز شيرين ( نسرين )
داستان من و تو (سمانه)
كلبه تنهايي من ( سما )
مرجان تنها


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS