تبليغاتX
کلبه تاريك - مي دوني چي گفت؟

کلبه تاريك

اي خدا آن كه در تنها ترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت در تنها ترين تنهاييش تنهاي تنهايش گذار

شمع دانی دم مرگ به پروانه چه گفت؟

 گفت ای عاشق دیوانه تو نابود شوی

سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد

 گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی

 

اگر دنیا نمی داند که من غمگین تر از غمگین ترین غمگین دنیایم

بیا یک لحظه بامن باش که من تنهاتر از تنها ترین تنهای دنیایم!

 

      

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمانش را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي   تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

بر ماسه ها نوشتم: درياي هستي من از عشق توست سرشار

اين را به ياد بسپار

بر ماسه ها نوشتي: اي همزبان ديرين اين آرزوي پاکي است

 اما به باد بسپار

پرواز

کاش در قاموص غصه ها معناي سنگين لبخند گم نمي شد....

کاش قلب هامان آنقدر خالص بود که دعاها قبل از پايين آمدن

دست ها مستجاب مي شد.....

کاش واژه صداقت آنقدر با لب ها صميمي بود که ديگر براي

بيان کردنش نيازي به شهامت نبود.......


 

+ نوشته شده در جمعه 1387/03/10ساعت 1:11 بعد از ظهر توسط علی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلام
من علی هستم از کرج 24 سالمه واز اينکه به وب من سر ميزنيد از شما ممنون هستم .
فقط موقع رفتن نظر يادتون نره .
اميد وارم بهتون خوش بگذره .

من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1387

مرداد 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386


نویسندگان

علی

علي


پیوندها

قالبهای وبلاگ
عاشق تنها ( آرزو )
هستی
فکر میکردم عاشقی بچگیست (عسل )
باران ببار که دلم هوای یار کرده ( شهره)
آغاز شيرين ( نسرين )
داستان من و تو (سمانه)
كلبه تنهايي من ( سما )
مرجان تنها


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS